خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۴۰ - گلشن وصل
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از من ای دوست! تو را مهر بریدن عجب استدر حق من سخن غیر، شنیدن عجب است
۲
جان من آمده از حسرت لعل تو به لبلب چون لعل تو را غیر مکیدن عجب است
۳
بر سر کوی تو یک عمر نشستن، سهل استنمک وصل تو روزی، نچشیدن عجب است
۴
آهوی چشم تو نخجیر کند شیران راآهو اندر عقب شیر دویدن عجب است
صفحهٔ ۱ از ۳