خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۴۱ - قلزم خون
فصل سوم - سوگواریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کیست این کشته که در لجهٔ خون غوطه ور است؟تن پاکش به زمین، سر به سنان، جلوه گر است
۲
کیست این مهر درخشنده و غلطیده به خون؟کز ستاره به تنش زخم سنان، بیشتر است
۳
کیست این کشته که بی غسل و کفن، خفته به خاک؟لاله سان بر جگرش داغ، ز مرگ پسر است
۴
کیست این کشته که راسش به سر نوک سنان؟از عطش لعل لبش خشک، ولی دیده تر است
صفحهٔ ۱ از ۳