شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۶

بخش اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر دسترسی نبود بر دامن گلشن‌هااز خون مژه ما را گلشن شده دامن‌ها
۲
تنها نه همین دل‌ها آسوده به درگاهتدارند همه جان‌ها در کوی تو مأمن‌ها
۳
بی‌بار جفا باری در کوی تو ننشستمدر راه وفا کردم هرچند نشیمن‌ها
۴
گر دانه از کشتت دل چید مرنجانشکز آه شررباری سوزد همه خرمن‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth