شعر را زندگی کن
خلوتی با نورعلیشاه

شمارهٔ ۳۹

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرم ز زلف سیاه تو دست کوتاهستکمند یاد تو پیوند جان آگاهست
۲
هزار بادیه گر بیش آیدم همراهچه غم ز سختی و سستی که دوست همراهست
۳
چو کعبه مقصد کس شد غم مغیلان چیستبجای پا رود از سر کسیکه در راهست
۴
اگرچه دشمن خونخوار در قفا شیر استولی چو دوست توئی پیش رو چو روباهست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth