شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالفضل بیهقی

بخش ۱ - آغاز تاریخ امیر شهاب الدّوله مسعود بن محمود رحمة اللّه علیهما

مجلد ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آغاز تاریخ امیر شهاب الدّوله مسعود بن محمود رحمة اللّه علیهما
۲
همی گوید ابو الفضل محمد بن الحسین البیهقی، رحمة اللّه علیه، هر چند این فصل از تاریخ مسبوق‌ است بدانچه بگذشت در ذکر، لکن در رتبه سابق است.
۳
ابتدا بباید دانست که امیر ماضی، رحمة اللّه علیه، شکوفه نهالی بود که ملک‌ از آن نهال پیدا شد، و دررسید چون امیر شهید مسعود بر تخت ملک و جایگاه پدر بنشست. و آن افاضل‌ که تاریخ امیر عادل سبکتگین را، رضی اللّه عنه، براندند از ابتدای کودکی وی تا آنگاه که بسرای البتگین‌ افتاد، حاجب بزرگ و سپاه‌سالار سامانیان‌، و کارهای درشت‌ که بر وی بگذشت تا آنگاه که درجه امارت‌ غزنین یافت و در آن عزّ گذشته شد و کار بامیر محمود رسید، چنانکه نبشته‌اند و شرح داده، و من نیز تا آخر عمرش نبشتم، آنچه بر ایشان بود، کرده‌اند و آنچه مرا دست داد بمقدار دانش خویش نیز کردم تا بدین پادشاه بزرگ رسیدم، و من که فضلی ندارم و در درجه ایشان نیستم‌، چون مجتازان‌ بوده‌ام تا اینجا رسیدم. و غرض من نه آن است که مردم این عصر را بازنمایم حال سلطان مسعود، انار اللّه برهانه‌، که او را دیده‌اند و از بزرگی و شهامت و تفرّد وی در همه ادوات‌ سیاست و ریاست واقف گشته. امّا غرض من آن است که تاریخ- پایه‌یی‌ بنویسم و بنائی بزرگ افراشته گردانم، چنانکه ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند. و توفیق اتمام آن از حضرت صمدیّت‌ خواهم و اللّه ولیّ التّوفیق‌ . و چون در تاریخ شرط کردم که در اوّل نشستن هر پادشاهی خطبه‌یی بنویسم، پس براندن تاریخ مشغول گردم، اکنون آن شرط نگاه دارم بمشیّة اللّه و عونه‌ .
۴
فصل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth