خلوتی با ابوالفضل بیهقی
بخش ۱۲ - قصیدهٔ اسکافی
مجلد هفتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو مرد باشد بر کار و بخت باشد یارز خاک تیره نماید به خلق زر عیار
۲
فلک به چشمِ بزرگی کند نگاه در آنکبهانه هیچ نیارد ز بهرِ خردیِ کار
۳
سوار کش نبود یار اسبِ راه سپربسر درآید و گردد اسیر بخت سوار
۴
به قابِ قوسین آن را برد خدای که اوسبک شمارد در چشمِ خویش وحشتِ غار ()
صفحهٔ ۱ از ۲۵