شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالفضل بیهقی

بخش ۱۲ - بازگشت رسولان حضرتی

مجلد هشتم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذکر رسولان حضرتی‌ که بازرسیدند از ترکستان با مهد و ودیعت‌ و رسولان خانیان که با ایشان آمدند
۲
قریب چهار سال بود تا رسولان ما، خواجه ابو القاسم حصیری‌ ندیم و قاضی بو طاهر تبّانی بترکستان رفته بودند از بلخ بستن عهد را با قدرخان‌ و دختری از آن وی خواستن بنام سلطان مسعود و دختری از آن بغراتگین‌ بنام خداوندزاده‌ امیر مودود، و عهد بسته بودند و عقدها بکرده. قدرخان گذشته شد و بغراتگین که پسر مهتر بود و ولی عهد بخانی ترکستان بنشست، و او را ارسلان خان لقب کردند و بدین سبب فترات‌ افتاد و روزگار گرفت و رسولان تا دیر بماندند و از ینجا نامه‌ها رفت بتهنیت و تعزیت‌ علی الرّسم فی امثالها . چون کار ترکستان و خانی قرار گرفت، رسولان ما را بر مراد بازگردانیدند و ارسلان خان با ایشان رسولان فرستاد و مهدها بیاوردند. از قضاء آمده دختری که بنام خداوندزاده امیر مودود بود فرمان یافت. شاه خاتون را دختر قدرخان که نامزد بود بسلطان مسعود بیاوردند. چون بپروان رسیدند، قاضی بو طاهر تبانی آنجا فرمان یافت؛ و قصّه‌ها گفتند بحدیث مرگ وی، گروهی گفتند:
۳
اسهالی قوی افتاد و بمرد، گروهی گفتند: مرغی چند بریان نزدیک وی بردند و مسموم بود، بخورد از آن مرد، لا یعلم الغیب الّا اللّه عزّ و جلّ‌، و بسا رازا که آشکارا خواهد شد روز قیامت، یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ‌ . و سخت بزرگ حماقتی دانم که کسی از بهر جاه و حطام‌ دنیا را خطر ریختن خون مسلمانان کند.
۴
و اللّه عزّ ذکره یعصمنا و جمیع المسلمین من الحرام و الشّره و متابعة الهوی بمنّه و سعة فضله‌ .
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth