شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

شمارهٔ ۶ - گلبرگ

ترانه‌ها و نغمه‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز خون رنگین بود چون لاله دامانی که من دارمبود صدپاره همچون گل گریبانی که من دارم
۲
مپرس ای هم‌نشین احوال زار من که چون زلفش، که چون زلفشپریشان گردی از حال پریشانی که من دارم، که من دارم
۳
ندارد صبح روشن روی خندانی که او دارد، که او داردندارد ابر نیسان چشم گریانی که من دارم، که من دارم
۴
غم عشق تو هر دم آتشی در دل برافروزدبسوزد خانه را ناخوانده مهمانی که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth