خلوتی با خواجه عبدالله انصاری
بخش ۱۴
سخنان پیر طریقت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیر طریقت گوید: محقق وقتی بحق رسد که سیل ربوبیت در رسد و گرد بشریت برخیزد حقیقت بیفزاید بهانه بکاهد نه کالبد ماند نه دل و نه جان ماند صافی رسته از آب و گل نه نور در خاک آمیخته و نه خاک در نور خاک با خاک شود و نور بانور زبان در سر ذکر شود و ذکر در سر مذکور دل در سر مهر شود و مهر در سر نور جان در سر عیان شود و عیان از بیان دور اگر تورا این روز آرزوست از خود برون آی چنانکه ما راز پوست به ترک خود گوی که نسبت با خود نه نیکوست همانست که این جوانمرد گفت
۲
نیست عشق لایزالی را در آندل هیچ کارکو هنوز اندر صفات خویش ماندست استوار
۳
هیچکس را نامده از دوستان در راه عشقبی زوال ملک صورت ملک معنی در کنار
۴
آن ذات کمالی که ز تو کاسته نیستجز از کف تو فیض کرم خاسته نیست
صفحهٔ ۱ از ۳