شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۳۳

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر طریقت گوید: من چه دانستم که مادر شادی رنج است و زیر ناکامی هزار گنج است من چه دانستم که صحبت تو مهینه قیامت است و غر وصال تو در ذل حیرت است
۲
جان و جهان کعبه جائی خوش است آسایشگاه اولیاء و قرارگاه صدیقان است اما بادیه مردم خوار و جانگداز در پیش دارد فرسنگ فرسنگ باید پیمود تا خود کراجست تا آن راهها را طی کند و بکعبه مراد رسد
۳
عالمی در بادیه مهر تو سرگردان شدندتاکه یابد بر در کعبه قبولت بردبار
۴
پس چون راه بهشت بر ناکامی و بی مرادی نهاد جبرئیل را فرمود تا چه بینی؟ جبرئیل آن راههای پرخطر را دید و منزلهای ریاضت را مشاهده کرد و دانست که تا آن مجاهدتها به عمل نیاید به حضرت باری بار نیابد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth