شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

بخش ۳۹

سخنان پیر طریقت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر طریقت گوید: زندگان سه کس اند یکی زنده بجان دیگری زنده به علم و سومی زنده بحق او که بجان زنده است به قوت زنده است و به باد، او که به علم زنده است زنده به مهر است و به یاد آنکه به حق زنده است زندگانی خود بدوشاد خدایا جان در تن اگر از تو محروم ماند مرده زندانی است و کسیکه در راه تو به امید وصال تو کشته شود زنده جاویدانی است
۲
گفتی مگذر بکوی ما در مخمورتا کشته نشی که خصم ماهست غیور
۳
گویم سخنی بتا که باشم معذوردر کوی تو کشته به که از روی تو دور
۴
آری، دوستان را زخم خوردن در کوی اوست به فال نیکو است و در قمار خانه عشق ایشان را جان باختن عادت و خو است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth