خلوتی با هلالی جغتایی
بخش ۹ - حکایت آن عاشق سرمست که بواسطه عشق از تیغ سیاست رست
صفات العاشقین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ملک مصر شاهی کامران بودکه با مستان به غایت سرگران بود
۲
کسی گر جانب میخانه رفتیسر او در سر پیمانه رفتی
۳
ز می آنها که بودندی لبالبهمه چون خُم تهی کردند قالب
۴
ز تیغش هر طرف خونها روان بودکه: این وقتی شراب ارغوان بود
صفحهٔ ۱ از ۷