شعر را زندگی کن
خلوتی با سام میرزا صفوی

۲۷۱- بابا فغانی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مولد او شیرازست اول در خدمت سلطان یعقوب بود پیش از آن بکار دگری اوقات میگذرانید اما آن زمان که بخدمت سلطان یعقوب افتاد ترقی کلی کرد و در آن زمان او را بابا شاعر میگفتند، او بسیار حریص شراب و بد مست بود و دایم الاوقات در شرابخانه بسر می برد و بعد از زیارت پادشاه مذکور در زمان صاحبقران مغفور بخراسان افتاد. و در شهر ابیورد ساکن شده حاکم آن دیار هر روز یک من شراب و یکمن گوشت مقرر کرده بود که باو میدادند . در آخر کار او بجایی رسید که مردم شراب خانه او را از پی مایحتاج خود ببازار و شهر میفرستادند و باو هزلهای رکیک میکردند و او بواسطه شومی حرص شراب تحمل میکرد و در آخر بمشهد مقدسه رضویه آمد و در شهور سنه خمس و عشرین و تسعمایه جرعه کل نفس ذائقه الموت چشید این چند بیت از جمله اشعار آبدار اوست :
۲
بخاطری که تویی، دیگران فراموشندنخل تو سرکش و دل خود کام من همان
۳
ناز تو همچنان، طمع خام من هماننخل قدت که از چمن جان بر آمده
۴
شاخ گلی بصورت انسان بر آمدهگر میروم نزدیک او ذوق وصالم می کشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth