خلوتی با سام میرزا صفوی
۲۹۱- آگهی خراسانی
صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منشی و فاضل بود و در شعر به قصیده گویی مایل اما خباثت بر مزاجش غالب و حطام دینوی را طالب چنانکه در زمان سلطان حسین میرزا نشانی را برای خود نوشته و مهر پادشاه و امر را بقلم موی تقلید کرده بعد از آنکه ظاهر شد آن پادشاه بنابر رعایت اهل فضل که بر ذمت پادشاهان عالیشان و بزرگان خرده دان لازم بلکه فرض و متحتم است قلم عفو بر جریده ی گناهش کشیده بود. بعد از آن در جواب دریای ابرار امیر خسرو دهلوی شهر آشوبی جهت سکان هرات گفته درآمدش اینست :
۲
دست را هرگز نبودی آشنایی با دهانعرصه ی شهر هری رشک سپهر اخضر است
۳
در گهش را شمسه خورشید گلمیخ زراستجرم طین را یک مشت خاک از خاک ریز خندقش
۴
نرگس باغ جهان آرای او هفت اختر استپایتخت صدهزاران خسرو گیتی گشاست
صفحهٔ ۱ از ۳