شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کار گیتی را نوائی مانده نیستروز راحت را بقایی مانده نیست
۲
زان بهار عافیت که‌ایام داشتیادگار اکنون گیایی مانده نیست
۳
وحشتی دارم تمام از هرکه هستروشنم شد کآشنایی مانده نیست
۴
دل ازین و آن گریزان می‌شودزانکه داند باوفایی مانده نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth