شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴ - در مدح امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح درآمد ز دلو یوسف زرین رسنکرد چو یونس بر آب در دل ماهی وطن
۲
صبحدم از قیروان بر سر شب زد عمودراست چو رمح شهاب بر گلوی اهرمن
۳
چو دم گرگ سحر از سوی مشرق نمودجرم هوا چون پلنگ گشت ملمع بدن
۴
خنجر زرین مهر پهلوی شب را شکافتروی افق شد ز خون همچو عقیق یمن
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth