شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آگه نه‌ای که بر دلم از غم چه درد خاستمحنت دواسبه آمد و از سینه گرد خاست
۲
بر سینه داغ واقعه نقش‌الحجر بماندوز دل برای نقش حجر لاجورد خاست
۳
جان شد سیاه چون دل شمع از تَفِ جگرپس همچو شمع از مژه خوناب زرد خاست
۴
همسنگ خویش گریهٔ خون راندم از فراقتا سنگ را ز گریهٔ من دل به درد خاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth