شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۱۲ - در مدح شیخ شهاب‌الدین گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زلف و عارض تو با هم چو روز در شبخورشید را ز رویت گاهی عرق، گهی تب
۲
با روی تو اگر مه دعوی کند به خوبیاز اوج آسمانش در کش به چاه نخشب
۳
چشمت به طاق ابرو پیوسته تیر در قوسرخ در شکنج زلفت بگرفته مه به عقرب
۴
سرو بلند قدت دارد بهِ زنخدانشمشاد قامت تو آرد تُرنج غبغب
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth