شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۰ - در مدح یکی از مشایخ و بزرگان زمان خود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا کسی که مقید به قید خویشتن استاگر چه جان عزیزست پای در بند تن است
۲
خرابهٔ دلش از غم بود خراب آبادکسی که همت او بر عمارت بدن است
۳
برون پرده نبینی جمال یار اگرچو کرم پیله تنت گرد گرد خویشتن است
۴
به گرد کعبهٔ ظاهر چه سود گردیدنترا که کعبهٔ باطن هنوز پر وثن است
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth