شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۲۴ - در مدح مجدالدین صدر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌زند خوش نفس باد صبا جان داردباد گویی نفسی از دم جانان دارد
۲
هم عفی الله غم عشق تو که از آه چو برقمجلس تیرهٔ ما شمع شبستان دارد
۳
باد در زلف تو می‌پیچد از آن دربان استکه مرا سخت به هر بار پریشان دارد
۴
نیست مهر رخت آن مهر که زایل گرددنیست درد دلم آن درد که درمان دارد
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth