شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۳۵ - در مدح جلال‌الدین هوشنگ شاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو چشم مست تو بیمار گشته‌ام ز خماربرای دفع حمارم سبوی می ز خم آر
۲
مرا ز نار فراق تو در دل آسیب استبیار باده مگر شود به شربت نار
۳
مدام تلخ چشاند حریف را ساقیکه نیش نوش گوارد ز یار شیرین کار
۴
چو ساکنان در دیر درد خوار شدیمبه پای خم بنشینیم همچو دُردی خوار
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth