خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نرگس مستت نشانده همچو گل در خون مراکی رود چون غنچه مهر تو ز دل بیرون مرا
۲
روی خود بر رو نهد، صبح ابد لیلی تو رابوسهای بر رو زند، روز جزا مجنون مرا
۳
همچو گردونم ز دل بیرون نیاید مهر توور بگرداند به سر مهر تو چون گردون مرا
۴
راندم آب چشم گلگون، رفت بر خاک درتزود با منزل رساند گرم رو گلگون مرا
صفحهٔ ۱ از ۲