خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مایل عشق خرابات است عقل پیر ماتا چه آرد بر سر ما پیر بیتدبیر ما
۲
من به جز تقدیر تدبیری ندارم عشق رااین چنین رفته است گویی در ازل تقدیر ما
۳
عشق را اکسیر اگر گویند، وجهی ظاهرستوجه زر از چهرهٔ زردست در اکسیر ما
۴
کی دل دیوانه در عالم بماند پایبندحلقهٔ زلف بتان گر نیستی زنجیر ما
صفحهٔ ۱ از ۳