شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۹

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای قاصد خجسته پی مشتری محلبرخوان به گوش خواجه که الصیف ارتحل
۲
شد بر براق عزم غبار درت سوارتا بگذرد ز فرق مه و تارک زحل
۳
بیرون ز سدرهٔ قدر رفیعت هزار میلافکنده تخت دانش و بنشسته در محل
۴
از سیم اشک دامن من پر شده‌ست، لیکبی‌قیمت است از آنکه به خون می‌شود بدل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth