خلوتی با صفی علیشاه
۱۳- آیات ۳۸ تا ۳۹
۳- سوره آل عمران
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هُنٰالِکَ دَعٰا زَکَرِیّٰا رَبَّهُ قٰالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ اَلدُّعٰاءِ (۳۸) فَنٰادَتْهُ اَلْمَلاٰئِکَةُ وَ هُوَ قٰائِمٌ یُصَلِّی فِی اَلْمِحْرٰابِ أَنَّ اَللّٰهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْییٰ مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ اَلصّٰالِحِینَ (۳۹)
۲
در آنجا خواند زکریا پروردگارش را گفت ای پروردگار من ببخش مرا از نزدت فرزندی پاکیزه بدرستی که تو شنوندۀ دعائی (۳۸) پس ندا کردندش فرشتگان و او ایستاده بود نماز میکرد در محراب بدرستی که خدا مژده میدهد ترا بیحیی تصدیق کنندۀ بکلمۀ از خدا و مهتر و بازدارنده نفس از شهوتها و پیغمبری از شایستگان (۳۹)
۳
چون زکریا دید اندر انحصارآن خلاف عادت آنجا آشکار
۴
میوه های صیفی اندر فصل دیاز عنایات خدا در پیش وی
صفحهٔ ۱ از ۵