شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۲۸- آیات ۱۴۸ تا ۱۵۳

۴- سوره النساء

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لاٰ یُحِبُّ اَللّٰهُ اَلْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ اَلْقَوْلِ إِلاّٰ مَنْ ظُلِمَ وَ کٰانَ اَللّٰهُ سَمِیعاً عَلِیماً (۱۴۸) إِنْ تُبْدُوا خَیْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ عَفُوًّا قَدِیراً (۱۴۹) إِنَّ اَلَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اَللّٰهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذٰلِکَ سَبِیلاً (۱۵۰) أُولٰئِکَ هُمُ اَلْکٰافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنٰا لِلْکٰافِرِینَ عَذٰاباً مُهِیناً (۱۵۱) وَ اَلَّذِینَ‌ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولٰئِکَ سَوْفَ یُؤْتِیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ کٰانَ اَللّٰهُ غَفُوراً رَحِیماً (۱۵۲) یَسْئَلُکَ أَهْلُ اَلْکِتٰابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتٰاباً مِنَ اَلسَّمٰاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسیٰ أَکْبَرَ مِنْ ذٰلِکَ فَقٰالُوا أَرِنَا اَللّٰهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ اَلصّٰاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اِتَّخَذُوا اَلْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ اَلْبَیِّنٰاتُ فَعَفَوْنٰا عَنْ ذٰلِکَ وَ آتَیْنٰا مُوسیٰ سُلْطٰاناً مُبِیناً (۱۵۳)
۲
دوست نمی‌دارد خدا صدا بلند کردن ببدی از گفتار مگر کسی که ظلم کرده شده باشد خدا شنوای دانا (۱۴۸) اگر آشکار کنید خوبی را یا پنهان کنیدش یا درگذرید از بدی پس بدرستی که خدا باشد درگذرنده توانا (۱۴۹) بدرستی که آنان که کافر می‌شوند بخدا و رسولان او و می‌خواهند که جدایی اندازند میان خدا و رسولانش و می‌گویند می‌گرویم ببرخی و کافر می‌شویم ببرخی و می‌خواهند که فرا گیرند میان آن راهی را (۱۵۰) آن گروه ایشانند کافران براستی و مهیا کرده‌ایم از برای کافران عذابی خوارکننده (۱۵۱) و آنان که گرویدند بخدا و رسولانش و جدایی نینداختند میان احدی از ایشان آنها زود باشد که بدهیم ایشان را مزدهاشان و باشد خدا آمرزنده مهربان (۱۵۲) در می‌خواهند از تو اهل کتاب که فرو فرستی بر ایشان کتابی از آسمان پس بتحقیق سؤال کردند از موسی بزرگتر از آن را پس گفتند بنمای بما خدا را معاینه پس گرفت ایشان را صاعقه بسبب ظلمشان پس فرا گرفتند گوساله را از بعد آنچه آمد ایشان را معجزات روشن پس در گذشتیم از آن و دادیم موسی را حجتی پیدا (۱۵۳) و برداشتیم زیرشان طور را بسبب پیمانشان و گفتیم مر ایشان را که در روید از در سجده‌کنان و گفتیم مر ایشان را از حد در مگذرید در شنبه و گرفتیم از ایشان پیمانی درشت (۱۵۴)
۳
حق ندارد دوست بر وجه عیانجز به ظلمی سوء گفتار از کسان
۴
کرده باشد گر کسی بر کس ستمشاید او را گر گشاید لب به ذم
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth