شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۹- آیات ۷۳ تا ۷۹

۷- سوره الاعراف

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ هٰذِهِ نٰاقَةُ اَللّٰهِ لَکُمْ آیَةً فَذَرُوهٰا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اَللّٰهِ وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (۷۳) وَ اُذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی اَلْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ اَلْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اَللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی اَلْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (۷۴) قٰالَ اَلْمَلَأُ اَلَّذِینَ اِسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِینَ اُسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صٰالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قٰالُوا إِنّٰا بِمٰا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ (۷۵) قٰالَ اَلَّذِینَ اِسْتَکْبَرُوا إِنّٰا بِالَّذِی آمَنْتُمْ بِهِ کٰافِرُونَ (۷۶) فَعَقَرُوا اَلنّٰاقَةَ وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَ قٰالُوا یٰا صٰالِحُ اِئْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ اَلْمُرْسَلِینَ (۷۷) فَأَخَذَتْهُمُ اَلرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دٰارِهِمْ جٰاثِمِینَ (۷۸) فَتَوَلّٰی عَنْهُمْ وَ قٰالَ یٰا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسٰالَةَ رَبِّی وَ نَصَحْتُ لَکُمْ وَ لٰکِنْ لاٰ تُحِبُّونَ اَلنّٰاصِحِینَ (۷۹)
۲
و فرستادیم بثمود برادرشان صالح را گفت ای قوم من بپرستید خدا را نیست مر شما را هیچ الهی جز او بحقیقت آمد شما را حجتی از پروردگارتان این ناقه خداست مر شما را آیتی پس واگذاریدش که بخورد در زمین خدا و مس مکنیدش ببدی پس می‌گیرد شما را عذابی پر درد (۷۳) و یاد کنید هنگامی که گردانید شما را جانشینان از بعد عاد و جای دادتان در زمین که فرا می‌گیرید از جایهای نرمش قصرها و می‌تراشید از کوه‌ها خانه‌ها پس یاد کنید نعمتهای خدا را و تباهی نکنید در زمین تباه‌کاران (۷۴) گفتند جمعی که سرکشی می‌کردند از قومش مر آنان را که ناتوان شمرده شده بودند مر آن را که گروید از ایشان آیا می‌دانید که صالح فرستاده شده است از پروردگارش گفتند به درستی که ما بآنچه فرستاده شده به او گروندگانیم (۷۵) گفتند آنان که سرکشی کردند به درستی که ما به آن کسی که گرویدید به او کافرانیم (۷۶) پس پی کردند آن ناقه را و سرباز زدند از امر پروردگارشان و گفتند ای صالح بیاور بما آنچه وعده می‌دهی ما را اگر هستی از فرستادگان (۷۷) پس گرفتشان آوازی مهیب پس کشتند در خانهاشان فرو مردگان (۷۸) پس روی‌گردان شد از ایشان و گفت ای قوم بحقیقت رسانیدم بشما رسالت پروردگار و پند دادم شما را و لیکن دوست نمی‌دارید پنددهندگان را (۷۹)
۳
« در بیان احوال قوم ثمود و دعوت حضرت صالح علیه السلام »
۴
بعد ذکر قصۀ اصحاب هودمیکند حق ذکر آن قوم ثمود
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth