شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱۵- آیه ۴۲

۱۲- سوره یوسف

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ قٰالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نٰاجٍ مِنْهُمَا اُذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ فَأَنْسٰاهُ اَلشَّیْطٰانُ ذِکْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی اَلسِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ (۴۲)
۲
و گفت یوسف مر آن را که می‌دانست که او رستگار می‌شود از آن دو نفر که یادآوری کن مرا نزد خواجه خود پس از یاد برد او را دیو رجیم یاد کردن او را نزد خواجۀ خود پس درنگ کرد در زندان هفت سال (۴۲)
۳
گفت یوسف آنکه را بودش گمانبر نجات از امر خلاّق جهان
۴
اذْکُرْنِی عِندَ رَبِّک یا فتینزد شه یاد از من آر اعنی بجا
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth