شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۲۳- آیات ۶۳ تا ۶۷

۱۲- سوره یوسف

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فَلَمّٰا رَجَعُوا إِلیٰ أَبِیهِمْ قٰالُوا یٰا أَبٰانٰا مُنِعَ مِنَّا اَلْکَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنٰا أَخٰانٰا نَکْتَلْ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ (۶۳) قٰالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلاّٰ کَمٰا أَمِنْتُکُمْ عَلیٰ أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللّٰهُ خَیْرٌ حٰافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ اَلرّٰاحِمِینَ (۶۴) وَ لَمّٰا فَتَحُوا مَتٰاعَهُمْ وَجَدُوا بِضٰاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قٰالُوا یٰا أَبٰانٰا مٰا نَبْغِی هٰذِهِ بِضٰاعَتُنٰا رُدَّتْ إِلَیْنٰا وَ نَمِیرُ أَهْلَنٰا وَ نَحْفَظُ أَخٰانٰا وَ نَزْدٰادُ کَیْلَ بَعِیرٍ ذٰلِکَ کَیْلٌ یَسِیرٌ (۶۵) قٰالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتّٰی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اَللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاّٰ أَنْ یُحٰاطَ بِکُمْ فَلَمّٰا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قٰالَ اَللّٰهُ عَلیٰ مٰا نَقُولُ وَکِیلٌ (۶۶) وَ قٰالَ یٰا بَنِیَّ لاٰ تَدْخُلُوا مِنْ بٰابٍ وٰاحِدٍ وَ اُدْخُلُوا مِنْ أَبْوٰابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَ مٰا أُغْنِی عَنْکُمْ مِنَ اَللّٰهِ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِنِ اَلْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ اَلْمُتَوَکِّلُونَ (۶۷)
۲
پس چون بازگشتند بسوی پدرشان گفتند ای پدر ما باز داشته شد از ما پیمانه پس بفرست با ما برادرمان را تا پیمانه گیریم و بدرستی که ما مر او را نگاهدارندگانیم (۶۳) گفت آیا امین گردانم شما را بر او مگر هم چنان که امین گردانیدم شما را بر برادرش از پیش پس خدا بهتر است از راه نگاهدارنده بودن و اوست رحم‌کننده‌ترین رحم‌کنندگان (۶۴) و چون گشادند متاعشان را یافتند مایۀ تجارتشان را که رد کرده شده بود بایشان گفتند ای پدر ما چه می‌خواهیم اینست مایه تجارتمان که باز پس داده شد بما و می‌آوریم طعامی برای اهلمان و نگهداری می‌کنیم برادرمان را و زیاده می‌کنیم پیمانه شتری را این پیمانه‌ایست اندک (۶۵) گفت هرگز نخواهم فرستاد او را با شما تا آنکه بدهید مرا پیمانی از خدا که هر آینه بیاریدش البته نزد من مگر آنکه احاطه کرده شود بشما پس چون دادند پیمانشان را گفت خدا بر آنچه می‌گوییم وکیل است (۶۶) و گفت ای پسران من داخل نشوید از یک دروازه و داخل شوید از درهای جداگانه و کفایت نمی‌کنم از شما و از خدا هیچ چیز نیست حکم مگر مر خدا را بر او و توکل کردم و بر او پس توکل می‌کنند توکل‌کنندگان (۶۷)
۳
پس چو برگشتند بر سوی پدرحال خود گفتند با او سر به سر
۴
کآن قدر با ما نمود آن شهریارنیکویی کآییم زآن سو شرمسار
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth