شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۳۶- آیات ۱۰۲ تا ۱۱۱

۱۲- سوره یوسف

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ اَلْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یَمْکُرُونَ (۱۰۲) وَ مٰا أَکْثَرُ اَلنّٰاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ (۱۰۳) وَ مٰا تَسْئَلُهُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ (۱۰۴) وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهٰا وَ هُمْ عَنْهٰا مُعْرِضُونَ (۱۰۵) وَ مٰا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّٰهِ إِلاّٰ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ (۱۰۶) أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِیَهُمْ غٰاشِیَةٌ مِنْ عَذٰابِ اَللّٰهِ أَوْ تَأْتِیَهُمُ اَلسّٰاعَةُ بَغْتَةً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ (۱۰۷) قُلْ هٰذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَی اَللّٰهِ عَلیٰ بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اِتَّبَعَنِی وَ سُبْحٰانَ اَللّٰهِ وَ مٰا أَنَا مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ (۱۰۸) وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِ اَلْقُریٰ أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی اَلْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدٰارُ اَلْآخِرَةِ خَیْرٌ لِلَّذِینَ اِتَّقَوْا أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ (۱۰۹) حَتّٰی إِذَا اِسْتَیْأَسَ اَلرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جٰاءَهُمْ نَصْرُنٰا فَنُجِّیَ مَنْ نَشٰاءُ وَ لاٰ یُرَدُّ بَأْسُنٰا عَنِ اَلْقَوْمِ اَلْمُجْرِمِینَ (۱۱۰) لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی اَلْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ اَلَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (۱۱۱)
۲
آن از چیزهای نهانست که وحی می‌کنم آن را بتو و نبودی تو نزد ایشان هنگامی که انفاق می‌کردند در کارشان و آنها مکر می‌کردند (۱۰۲) و و نباشند اکثر مردمان و اگر چه حریص باشی تو بگروندگان (۱۰۳) و نمی‌خواهی از ایشان برای هیچ مزدی نیست آن مگر پندی از برای جهانیان (۱۰۴) و بسا از نشانه در آسمانها و زمین که می‌گذرند بر آنها و ایشان از آنها اعراض‌کنندگانند (۱۰۵) و ایمان نمی‌آورند اکثرشان بخدا مگر و ایشان مشرکانند (۱۰۶) آیا پس ایمن شدند که آید ایشان را فرو گیرنده از عذاب خدایا بیاید ایشان را قیامت ناگاه و ایشان ندانند (۱۰۷) بگو این است راه من می‌خوانم بسوی خدا بر بینایی من و آنکه پیروی کرد مرا و منزه است خدا و نیستم من از مشرکان (۱۰۸) و نفرستادیم پیش از تو مگر مردانی که وحی می‌کردیم بایشان از اهل قریه‌ها آیا پس سیر نمی‌کنند در زمین پس بنگرید چگونه بود انجام آنان که بودند پیش از ایشان و هر آینه سرای آخرت بهتر است از برای آنان که می‌پرهیزند آیا پس در نمی‌یابید بعقل (۱۰۹) تا چون که نومید شدند رسولان و دانستند که ایشان تکذیب کرده شدند آمدشان پیروزی ما پس رهانیده شد آنکه خواستیم و باز گردانیده نشود عذاب ما از گروه گناهکاران (۱۱۰) هر آینه باشد در قصه‌های ایشان پندی مر صاحبان خردها را نباشد حدیثی که بدروغ بسته شو و لیکن تصدیق آن چیزیست که باشد میان دو دستش و بیان همه چیز و هدایت و رحمت از برای گروهی که می‌کردند (۱۱۱)
۳
ای محمّد (ص) این بُد از اخبار غیبکه نمودم بر تو وحی از کار غیب
۴
تو نبودی نزد ایشان ای رسولرأی خود کردند چون جمع از فضول
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth