شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۴- آیات ۱۲ تا ۱۸

۱۳- سوره الرعد

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هُوَ اَلَّذِی یُرِیکُمُ اَلْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ یُنْشِئُ اَلسَّحٰابَ اَلثِّقٰالَ (۱۲) وَ یُسَبِّحُ اَلرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ اَلْمَلاٰئِکَةُ مِنْ خِیفَتِهِ وَ یُرْسِلُ اَلصَّوٰاعِقَ فَیُصِیبُ بِهٰا مَنْ یَشٰاءُ وَ هُمْ یُجٰادِلُونَ فِی اَللّٰهِ وَ هُوَ شَدِیدُ اَلْمِحٰالِ (۱۳) لَهُ دَعْوَةُ اَلْحَقِّ وَ اَلَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لاٰ یَسْتَجِیبُونَ لَهُمْ بِشَیْ‌ءٍ إِلاّٰ کَبٰاسِطِ کَفَّیْهِ إِلَی اَلْمٰاءِ لِیَبْلُغَ فٰاهُ وَ مٰا هُوَ بِبٰالِغِهِ وَ مٰا دُعٰاءُ اَلْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ (۱۴) وَ لِلّٰهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ ظِلاٰلُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصٰالِ (۱۵) قُلْ مَنْ رَبُّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ قُلِ اَللّٰهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ لاٰ یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لاٰ ضَرًّا قُلْ هَلْ یَسْتَوِی اَلْأَعْمیٰ وَ اَلْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی اَلظُّلُمٰاتُ وَ اَلنُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلّٰهِ شُرَکٰاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشٰابَهَ اَلْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اَللّٰهُ خٰالِقُ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ هُوَ اَلْوٰاحِدُ اَلْقَهّٰارُ (۱۶) أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَسٰالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهٰا فَاحْتَمَلَ اَلسَّیْلُ زَبَداً رٰابِیاً وَ مِمّٰا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی اَلنّٰارِ اِبْتِغٰاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتٰاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذٰلِکَ یَضْرِبُ اَللّٰهُ اَلْحَقَّ وَ اَلْبٰاطِلَ فَأَمَّا اَلزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفٰاءً وَ أَمّٰا مٰا یَنْفَعُ اَلنّٰاسَ فَیَمْکُثُ فِی اَلْأَرْضِ کَذٰلِکَ یَضْرِبُ اَللّٰهُ اَلْأَمْثٰالَ (۱۷) لِلَّذِینَ اِسْتَجٰابُوا لِرَبِّهِمُ اَلْحُسْنیٰ وَ اَلَّذِینَ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی اَلْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ أُولٰئِکَ لَهُمْ سُوءُ اَلْحِسٰابِ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ اَلْمِهٰادُ (۱۸)
۲
اوست که می‌نماید شما را برق برای بیم دادن و امیدوار گردانیدن و پدید می‌آورد ابرهای گرانبار را (۱۲) و تسبیح می‌کند رعد بستایش او و فرشتگان از ترس او و می‌فرستد صاعقه‌ها را پس می‌رساند آن را بهر که می‌خواهد و ایشان مجادله می‌کنند در خدا و او سخت عقوبتست (۱۳) مر او راست دعوت حق و آنان که می‌خوانند از غیر او اجابت نمی‌کنند مر ایشان را بچیزی مگر چون کشانیده دو دستش بسوی آب تا برسد بدهنش و نیست آن رسنده بآن و نیست خواندن کافران جز در گمراهی (۱۴) و مر خدا را سجده می‌کند هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه و سایه‌هاشان در بامداد و شبانگاهها (۱۵) بگو کیست پروردگار آسمانها و زمین بگو خداست بگو آیا پس گرفتید از غیر او دوستان که مالک نمی‌باشند از برای خودهاشان سودی و نه زیانی بگو آیا مساوی می‌باشند نابینا و بینا یا آیا مساوی می‌باشند تاریکیها و روشنی یا گردانیدند برای خدا انبازانی که آفریدند چون آفریدن او پس مشتبه شد آفرید بر ایشان بگو خدا آفریننده همه چیز است و اوست یکتای مهرکننده (۱۶) فرو فرستاد از آسمان آب را پس روان شد رودخانه‌ها از آن آب باندازه خود پس برداشت این آب روان کف بلند را و از آنچه می‌افروزند بر آن در آتش از برای طلب پیرایه یا مایه تعیش کف است مثل آن همچنین می‌زند خدا مثل حق و باطل را پس اما کف پس می‌رود انداخته شده و اما آنچه نفع می‌دهد مردم را پس دیر می‌ماند در زمین همچنین می‌زند خدا این مثلها را (۱۷) از برای آنان که اجابت نمودند مر پروردگارشان را خوبیست و آنان که اجابت نکردند مر او را اگر آنکه بود مر ایشان را در زمین است همه و مثلش با آن هر آینه فدا داده بودند بآن آنها از برای ایشانست بدی حساب و منزل ایشان دوزخ است و بد است آن بستر (۱۸)
۳
اوست آن کس کو نماید بر شمابرق را از خوف و طمعی در هوا
۴
مر مسافر را بود از برق بیملیک طامع ز اوست باران را مقیم
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth