شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۵- آیات ۵۷ تا ۷۹

۱۵- سوره الحجر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قٰالَ فَمٰا خَطْبُکُمْ أَیُّهَا اَلْمُرْسَلُونَ (۵۷) قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ (۵۸) إِلاّٰ آلَ لُوطٍ إِنّٰا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ (۵۹) إِلاَّ اِمْرَأَتَهُ قَدَّرْنٰا إِنَّهٰا لَمِنَ اَلْغٰابِرِینَ (۶۰) فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ اَلْمُرْسَلُونَ (۶۱) قٰالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ مُنْکَرُونَ (۶۲) قٰالُوا بَلْ جِئْنٰاکَ بِمٰا کٰانُوا فِیهِ یَمْتَرُونَ (۶۳) وَ أَتَیْنٰاکَ بِالْحَقِّ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ (۶۴) فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اَللَّیْلِ وَ اِتَّبِعْ أَدْبٰارَهُمْ وَ لاٰ یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ وَ اُمْضُوا حَیْثُ تُؤْمَرُونَ (۶۵) وَ قَضَیْنٰا إِلَیْهِ ذٰلِکَ اَلْأَمْرَ أَنَّ دٰابِرَ هٰؤُلاٰءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِینَ (۶۶) وَ جٰاءَ أَهْلُ اَلْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ (۶۷) قٰالَ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ ضَیْفِی فَلاٰ تَفْضَحُونِ (۶۸) وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ (۶۹) قٰالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ عَنِ اَلْعٰالَمِینَ (۷۰) قٰالَ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ (۷۱) لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ (۷۲) فَأَخَذَتْهُمُ اَلصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ (۷۳) فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ (۷۴) إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ‌ لِلْمُتَوَسِّمِینَ (۷۵) وَ إِنَّهٰا لَبِسَبِیلٍ مُقِیمٍ (۷۶) إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ (۷۷) وَ إِنْ کٰانَ أَصْحٰابُ اَلْأَیْکَةِ لَظٰالِمِینَ (۷۸) فَانْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُمٰا لَبِإِمٰامٍ مُبِینٍ (۷۹)
۲
گفت پس چیست کارتان ای فرستادگان (۵۷) گفتند بدرستی که ما را فرستادند بسوی گروهی گناهکاران (۵۸) مگر خاندان لوط بدرستی که ما رهاننده ایشانیم همه (۵۹) مگر زنش که تقدیر کردیم که او هر آینه باشد از بازماندگان (۶۰) پس چون آمد آل لوط را فرستادگان (۶۱) گفت بدرستی که شمائید گروه ناشناخته (۶۲) گفتند بلکه آمدیم تو را بآنچه بودند در آن شک می‌کردند (۶۳) و آورده‌ایم تو را حق و بدرستی که ما هر آینه راستگویانیم (۶۴) پس بیرون ببر اهلت را در پاره از شب و تابع شو قفاهای ایشان را و نباید التفات کند از شما احدی و بروید جایی که مامور شده‌اید (۶۵) و گذارش دادیم بسوی او این امر را بدرستی که دنبال اینهاست بریده شده صبح‌کنندگان (۶۶) و آمدند اهل شهر شادمانی می‌کردند (۶۷) گفت بدرستی که اینها مهمانان منند پس رسوا مکنید مرا (۶۸) و بترسید از خدا و خوار مسازید مرا (۶۹) گفتند آیا منع نکردیم تو را از جهانیان (۷۰) گفت اینست دختران من اگر هستید کنندگان (۷۱) بجان تو که ایشان هر آینه در مستیشان حیران می‌زیستند (۷۲) پس گرفتشان فریاد مهلک داخل درروزشدگان (۷۳) پس گردانیدیم زبرش را زیرش و باراندیم بر ایشان سنگها از سنگ گل (۷۴) بدرستی که در این هر آینه آیتهاست مر اهل فراست را (۷۵) و بدرستی که آن هر آینه براه ثابت است (۷۶) بدرستی که در آن هر آینه آیتیست مر گروندگان را (۷۷) و اگر چه بودند یارانی که هر آینه ستمکاران (۷۸) پس انتقام کشیدیم از ایشان و بدرستی که آن دو هر آینه در راهی روشنند (۷۹)
۳
گفت ابراهیم کبود آنکه اوناامید از بخشش آید نیست رو
۴
ناامید از رحمتش گردد کجاغیر گمراهی که دور است از هدا
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth