شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱۰- آیات ۵۲ تا ۵۹

۱۸- سوره الکهف

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ یَوْمَ یَقُولُ نٰادُوا شُرَکٰائِیَ اَلَّذِینَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمْ مَوْبِقاً (۵۲) وَ رَأَی اَلْمُجْرِمُونَ اَلنّٰارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُوٰاقِعُوهٰا وَ لَمْ یَجِدُوا عَنْهٰا مَصْرِفاً (۵۳) وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا اَلْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ اَلْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْ‌ءٍ جَدَلاً (۵۴) وَ مٰا مَنَعَ اَلنّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ اَلْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ اَلْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ اَلْعَذٰابُ قُبُلاً (۵۵) وَ مٰا نُرْسِلُ اَلْمُرْسَلِینَ إِلاّٰ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ یُجٰادِلُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ اَلْحَقَّ وَ اِتَّخَذُوا آیٰاتِی وَ مٰا أُنْذِرُوا هُزُواً (۵۶) وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی اَلْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً (۵۷) وَ رَبُّکَ اَلْغَفُورُ ذُو اَلرَّحْمَةِ لَوْ یُؤٰاخِذُهُمْ بِمٰا کَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ اَلْعَذٰابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ یَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً (۵۸) وَ تِلْکَ اَلْقُریٰ أَهْلَکْنٰاهُمْ لَمّٰا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنٰا لِمَهْلِکِهِمْ مَوْعِداً (۵۹)
۲
و روزی که گوید ندا کنید انبازان مرا که دعوی کردید پس ندا کردند ایشان را پس جواب ندادند مر ایشان را و گردانیدیم میان ایشان جای هلاک‌شدنی (۵۲) و دیدند گناهکاران آتش را پس دانستند که ایشان افتاد نیانند در آن و نیافتند از آن جای برگشتنی (۵۳) و بتحقیق مکرر آوردیم و این قرآن از برای مردمان از هر داستانی و باشد انسان بیشتر چیزی از راه جدل (۵۴) و منع نکرد مردمان را که بگروند وقتی که آمد ایشان را هدایت و آمرزش خواهند از پروردگارشان مگر آنکه ایشان را عادت پیشینیان یا آید ایشان را عذاب روی با روی (۵۵) و نمی‌فرستیم فرستادگان را مگر بشارت‌دهندگان و بیم‌کنندگان و مجادله می‌کنند آنان که کافر شدند بباطل تا زایل گردانند بآن حق را و گرفتند آیتهای مرا و آنچه بیم کرده شدند باستهزاء (۵۶) و کیست ستمکارتر از آنکه پند داده شد بآیتهای پروردگارش پس رو گردانید از آنها و فراموش کرد آنچه را پیش فرستاد دستش بدرستی که ما گردانیدیم بر دلهاشان پوششها مبادا که بفهمند آن را و در گوشهای ایشان گرانی و اگر بخوانی ایشان را بسوی هدایت پس هدایت نمی‌یابند آن‌گاه هرگز (۵۷) و پروردگار تو است آمرزگار صاحب رحمت اگر مؤاخذه می‌کرد ایشان را بآنچه کسب کردند هر آینه تعجیل می‌نمود برای ایشان عذاب را بلکه مر ایشان‌راست وقت وعده که نیابند از غیر او پناهی (۵۸) و این قریه‌ها هلاک کردیم ایشان را چون ستم کردند و کردیم برای هلاکشان وقت وعده (۵۹)
۳
یاد کن روزی که حق گوید عیانمر شریکانِ مرا خوانید هان
۴
که بُدند از زعمتان همراز منپس بخوانید ار بوند انباز من
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth