خلوتی با صفی علیشاه
۳- آیات ۱۷ تا ۳۵
۲۰- سوره طه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وَ مٰا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یٰا مُوسیٰ (۱۷) قٰالَ هِیَ عَصٰایَ أَتَوَکَّؤُا عَلَیْهٰا وَ أَهُشُّ بِهٰا عَلیٰ غَنَمِی وَ لِیَ فِیهٰا مَآرِبُ أُخْریٰ (۱۸) قٰالَ أَلْقِهٰا یٰا مُوسیٰ (۱۹) فَأَلْقٰاهٰا فَإِذٰا هِیَ حَیَّةٌ تَسْعیٰ (۲۰) قٰالَ خُذْهٰا وَ لاٰ تَخَفْ سَنُعِیدُهٰا سِیرَتَهَا اَلْأُولیٰ (۲۱) وَ اُضْمُمْ یَدَکَ إِلیٰ جَنٰاحِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ آیَةً أُخْریٰ (۲۲) لِنُرِیَکَ مِنْ آیٰاتِنَا اَلْکُبْریٰ (۲۳) اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ (۲۴) قٰالَ رَبِّ اِشْرَحْ لِی صَدْرِی (۲۵) وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی (۲۶) وَ اُحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسٰانِی (۲۷) یَفْقَهُوا قَوْلِی (۲۸) وَ اِجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی (۲۹) هٰارُونَ أَخِی (۳۰) اُشْدُدْ بِهِ أَزْرِی (۳۱) وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی (۳۲) کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً (۳۳) وَ نَذْکُرَکَ کَثِیراً (۳۴) إِنَّکَ کُنْتَ بِنٰا بَصِیراً (۳۵)
۲
و چیست اینکه در دست راست تو است ای موسی (۱۷) گفت آن عصای من است تکیه میکنم بر آن و فرو میریزم برگ درختان را بر گوسفندم و مراست در آن مطالب دیگر (۱۸) گفت بیندازش ای موسی (۱۹) پس انداخت آن را پس آنگاه ماری بود که میشتافت (۲۰) گفت بگیرش و مترس زود باشد که باز دهیم او را خلقتش را که اول بود (۲۱) و بهبند دستت را ببالت یا گریبانت که بیرون میآید سفید نورانی از غیر بدی که آیت دیگر است (۲۲) تا بنمایم ترا از آیتهای ما که بزرگ است (۲۳) برو بسوی فرعون بدرستی که او زیادهروی در عصیان (۲۴) گفت پروردگارا گشاده کن برای من سینهام را (۲۵) و آسان کن برای من کارم را (۲۶) و بگشای گره از زبان من (۲۷) که بفهمند گفتار مرا (۲۸) و بگردان برای من وزیری از اهلم (۲۹) هارون برادرام را (۳۰) قوی ساز باو پشتم را (۳۱) و انباز کن او را در کار من (۳۲) تا تسبیح گوئیم ترا بسیار (۳۳) و یاد کنیم ترا بسیار (۳۴) بدرستی که تو هستی بحال ما بینا (۳۵)
۳
چیست ای موسی تو را بر دست راستگفت موسی تکیه گاه من عصاست
۴
مر فرو ریزم بدان برگ از شجراز برای گوسفندان گاه خور
صفحهٔ ۱ از ۱۰