شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱۰- آیات ۳۶ تا ۴۰

۲۹- سوره العنکبوت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ وَ اُرْجُوا اَلْیَوْمَ اَلْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی اَلْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (۳۶) فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ اَلرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دٰارِهِمْ جٰاثِمِینَ (۳۷) وَ عٰاداً وَ ثَمُودَ وَ قَدْ تَبَیَّنَ لَکُمْ مِنْ مَسٰاکِنِهِمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ اَلشَّیْطٰانُ أَعْمٰالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ اَلسَّبِیلِ وَ کٰانُوا مُسْتَبْصِرِینَ (۳۸) وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی اَلْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ (۳۹) فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ اَلصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ اَلْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اَللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (۴۰)
۲
و بسوی مدین برادرشان را شعیب پس گفت ای قوم من بپرستید خدا را و آرزو کنید روز بازپسین را و تباه‌کاری مکنید در زمین فسادکنندگان (۳۶) پس تکذیب کردند او را پس گرفتشان زلزله یا صیحه پس گردیدند در خانه‌هاشان برجای‌ماندگان (۳۷) و عاد را و ثمود را و بحقیقت ظاهر شد بر شما از مسکنهاشان و بیاراست برای ایشان دیو رجیم کردار ایشان را پس بازداشت ایشان را از راه و بودند بینندگان (۳۸) و قارون را و فرعون را و هامان را و بتحقیق آمد ایشان را موسی بمعجزها پس سرکشی کردند در زمین و نبودند پیشی‌گیرندگان (۳۹) پس هر یک را گرفتیم بگناه او پس بعضی از ایشان کسی بود که فرستادیم بر او تند باد سنگریزه و بعضی از ایشان کسی بود که گرفت او را صدای جبرئیل و بعضی از ایشان کسی بود که فرو بردیم ما او را بزمین و بعضی از ایشان کسی که غرق کردیم ما و نبود خدا تا ستم کند ایشان را و لیکن بودند که بر نفسهای خود ستم می‌کردند (۴۰)
۳
سوی مدین هم فرستادیم مامر برادرشان شعیب رهنما
۴
گفت یَا قَومٍ اعبُدواْ الله بالیقینبر امید اجر روز واپسین
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth