شعر را زندگی کن
خلوتی با غنی کشمیری

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به مردم می‌کند نرگس ز هر جانب اشارت‌هاکه فصل گل به چشم کم نباید دید گلشن را
۲
سواد کعبه کی منظور ارباب نظر باشدبه سنگ سرمه حاجت نیست هرگز چشم روشن را
۳
چو استعداد نبود کار از اعجاز نگشایدمسیحا کی تواند کرد روشن چشم سوزن را
۴
بود از سینه بیرون‌کردنی آن دل که سنگین استدلیل راه خود گردان درین وادی فلاخن را
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth