خلوتی با سعدی
شمارهٔ ۳۵
خبیثات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزی شنیدهام که زنی شوخ و جنگجویبا کدخدای خانه همی گفت در وثاق
۲
کای خالی از مروّت و فارغ ز مردمیمُردم ز بوی قَلیهٔ همسایه در رواق
۳
جور زمانه پیش من آری و درد دلجای دگر روی به تماشا و اِعتناق
۴
بیش احتمال جور و جفا بردنم نماندبیزاریم بده، که نمیخواهمت صداق
صفحهٔ ۱ از ۲