خلوتی با سعدی
شمارهٔ ۳۹
خبیثات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه منظور آن بت زیبای منسرو روزافزون مهرافزای من
۲
کاندرین شهر از کمند زلف اوستبند بر پای جهانپیمای من
۳
هر کسی با ماهروئی سرخوش استآن من کَنگی است همبالای من
۴
جامهدانی دارد آن سیمین زَنَخکاندران گم میشود کالای من
صفحهٔ ۱ از ۳