شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۵- آیات ۱۲ تا ۱۶

۳۳- سوره الاحزاب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ إِذْ یَقُولُ اَلْمُنٰافِقُونَ وَ اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مٰا وَعَدَنَا اَللّٰهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّٰ غُرُوراً (۱۲) وَ إِذْ قٰالَتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ یٰا أَهْلَ یَثْرِبَ لاٰ مُقٰامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ اَلنَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنٰا عَوْرَةٌ وَ مٰا هِیَ بِعَوْرَةٍ إِنْ یُرِیدُونَ إِلاّٰ فِرٰاراً (۱۳) وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَیْهِمْ مِنْ أَقْطٰارِهٰا ثُمَّ سُئِلُوا اَلْفِتْنَةَ لَآتَوْهٰا وَ مٰا تَلَبَّثُوا بِهٰا إِلاّٰ یَسِیراً (۱۴) وَ لَقَدْ کٰانُوا عٰاهَدُوا اَللّٰهَ مِنْ قَبْلُ لاٰ یُوَلُّونَ اَلْأَدْبٰارَ وَ کٰانَ عَهْدُ اَللّٰهِ مَسْؤُلاً (۱۵) قُلْ لَنْ یَنْفَعَکُمُ اَلْفِرٰارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ اَلْمَوْتِ أَوِ اَلْقَتْلِ وَ إِذاً لاٰ تُمَتَّعُونَ إِلاّٰ قَلِیلاً (۱۶)
۲
و هنگامی که گفتند منافقان و آنان که بود در دلهای ایشان مرض وعده نکردند ما را خدا و رسولش مگر فریب (۱۲) و هنگامی که گفتند گروهی از ایشان ای اهل یثرب نیست جای اقامت مر شما را پس باز گردید و دستوری می‌خواستند پاره‌ای از ایشان از نبی می‌گفتند بدرستی که خانهای ما نااستوار است یا جای ترس یا ناامن و نبودند آنها نااستوار نمی‌خواستند مگر گریز را (۱۳) و اگر در آمده شده بود بر ایشان از طرف مدینه پس خواسته شده بودند ارتداد و انفاق با کفار هر آینه آورده بودند آن را و درنگ نمی‌کردند با آن مگر اندکی (۱۴) و بتحقیق بودند که عهد کردند با خدا از پیش که نگردانند پشتها را و باشد عهد خدا پرسیده شده (۱۵) بگو هرگز سود ندهد شما را گریز اگر بگریزید از مردن یا کشته شدن و آن‌گاه کام داده نشوید مگر اندکی (۱۶)
۳
چونکه گفتند آن دو رویان از غرضبودی اندر قلبهاشان چون مرض
۴
که خدا و هم رسولش می ندادوعد بر ما جز فریب اندر مراد
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth