خلوتی با صفی علیشاه
۸- آیات ۹۹ تا ۱۰۳
۳۷- سوره الصافات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وَ قٰالَ إِنِّی ذٰاهِبٌ إِلیٰ رَبِّی سَیَهْدِینِ (۹۹) رَبِّ هَبْ لِی مِنَ اَلصّٰالِحِینَ (۱۰۰) فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ (۱۰۱) فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ اَلسَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی اَلْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ اِفْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اَللّٰهُ مِنَ اَلصّٰابِرِینَ (۱۰۲) فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ (۱۰۳)
۲
و گفت که من رونده بسوی پروردگارم زود باشد که هدایت کند مرا (۹۹) پروردگار من ببخش مر مرا از شایستگان (۱۰۰) پس مژده دادیمش بپسری بردبار (۱۰۱) پس رسید با او کوشش را گفت ای پسرک من بدرستی که من میبینم در خواب که ذبح میکنم ترا پس بنگر که چه میبینی گفت ای پدر من بکن آنچه فرموده شده زود باشد که بیابی مرا اگر خواسته باشد خدا از شکیبایان (۱۰۲) پس چون کردن نهادند و انداخت او را بیکطرف پیشانی (۱۰۳)
۳
« در بیان هجرت حضرت ابراهیم(ع) به شام و بیان ذبح حضرت اسماعیل(ع) »
۴
قصد هجرت کرد زآن شهر و دیارمیروم گفتا سوی پروردگار
صفحهٔ ۱ از ۸