شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۲- آیات ۱۰ تا ۱۴

۴۱- سوره فصّلت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ جَعَلَ فِیهٰا رَوٰاسِیَ مِنْ فَوْقِهٰا وَ بٰارَکَ فِیهٰا وَ قَدَّرَ فِیهٰا أَقْوٰاتَهٰا فِی أَرْبَعَةِ أَیّٰامٍ سَوٰاءً لِلسّٰائِلِینَ (۱۰) ثُمَّ اِسْتَویٰ إِلَی اَلسَّمٰاءِ وَ هِیَ دُخٰانٌ فَقٰالَ لَهٰا وَ لِلْأَرْضِ اِئْتِیٰا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قٰالَتٰا أَتَیْنٰا طٰائِعِینَ (۱۱) فَقَضٰاهُنَّ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحیٰ فِی کُلِّ سَمٰاءٍ أَمْرَهٰا وَ زَیَّنَّا اَلسَّمٰاءَ اَلدُّنْیٰا بِمَصٰابِیحَ وَ حِفْظاً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ اَلْعَزِیزِ اَلْعَلِیمِ (۱۲) فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صٰاعِقَةً مِثْلَ صٰاعِقَةِ عٰادٍ وَ ثَمُودَ (۱۳) إِذْ جٰاءَتْهُمُ اَلرُّسُلُ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اَللّٰهَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ رَبُّنٰا لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً فَإِنّٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کٰافِرُونَ (۱۴)
۲
و گردانید در آن کوه‌های استوار از بالای آن و برکت داد در آن و تقریر کرد در آن خوردنیهای آن را در چهار روز مساوی برای خواهندگان (۱۰) پس پرداخت بآسمان و آن بود دودی پس گفت مر آن را و مر زمین را که بیائید خواه یا ناخواه گفتند آمدیم فرمان‌برداران (۱۱) پس قرار داد آنها را هفت آسمان در دو روز و وحی کرد در هر آسمان کاران را و آراسته کردیم آسمان دنیا را بچراغها و محافظتی اینست قرارداد خدای غالب دانا (۱۲) پس اگر روی گردانیدند پس بگوئیم دادم شما را صاعقه مثل صاعقه عاد و ثمود (۱۳) هنگامی که آمد ایشان را رسولان از میان دستهاشان و از پس سرشان که نپرستید مگر خدا را گفتند اگر خواسته بود پروردگار ما فرستاده بود ملائکه را پس بدرستی که ما بآنچه فرستاده شدید بآن کافرانیم (۱۴)
۳
هم ز فوقش کوه های مرتفعراست کرد ار هست هوشت مجتمع
۴
زآنکه ارض و کوه نزد امتیازوضع اثقال است بر اثقال باز
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth