شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۳- آیات ۲۴ تا ۳۷

۵۱- سوره الذّاریات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ اَلْمُکْرَمِینَ (۲۴) إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقٰالُوا سَلاٰماً قٰالَ سَلاٰمٌ قَوْمٌ مُنْکَرُونَ (۲۵) فَرٰاغَ إِلیٰ أَهْلِهِ فَجٰاءَ بِعِجْلٍ سَمِینٍ (۲۶) فَقَرَّبَهُ إِلَیْهِمْ قٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ (۲۷) فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِیفَةً قٰالُوا لاٰ تَخَفْ وَ بَشَّرُوهُ بِغُلاٰمٍ عَلِیمٍ (۲۸) فَأَقْبَلَتِ اِمْرَأَتُهُ فِی صَرَّةٍ فَصَکَّتْ وَجْهَهٰا وَ قٰالَتْ عَجُوزٌ عَقِیمٌ (۲۹) قٰالُوا کَذٰلِکَ قٰالَ رَبُّکِ إِنَّهُ هُوَ اَلْحَکِیمُ اَلْعَلِیمُ (۳۰) قٰالَ فَمٰا خَطْبُکُمْ أَیُّهَا اَلْمُرْسَلُونَ (۳۱) قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ (۳۲) لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ (۳۳) مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُسْرِفِینَ (۳۴) فَأَخْرَجْنٰا مَنْ کٰانَ فِیهٰا مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ (۳۵) فَمٰا وَجَدْنٰا فِیهٰا غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ اَلْمُسْلِمِینَ (۳۶) وَ تَرَکْنٰا فِیهٰا آیَةً لِلَّذِینَ یَخٰافُونَ اَلْعَذٰابَ اَلْأَلِیمَ (۳۷)
۲
آیا آمد ترا حکایت مهمانان ابراهیم گرامی‌داشتگان (۲۴) هنگامی که داخل شدند بر او پس گفتند سلاما گفت سلام گروهی ناشناختگان (۲۵) پس نهانی رفت بسوی کسانش پس آورد گوساله فربه (۲۶) پس نزدیک ساخت آن را بایشان گفت آیا نمی‌خورید (۲۷) پس برداشت نهانی از ایشان ترسی گفتند مترس و مژده دادند او را به پسری دانا (۲۸) پس شروع کرد زنش در فریاد پس زد برویش و گفت پیرزالی‌ام نازاینده (۲۹) گفتند همچنین گفته است پروردگارت که اوست درست کار دانا (۳۰) گفت پس چیست کار شما ای فرستاده‌شدگان (۳۱) گفتند بدرستی که ما فرستاده شدیم بگروهی گناهکاران (۳۲) تا سر دهیم بر ایشان سنگها از گل (۳۳) نشان کرده شده نزد پروردگارت برای اسراف‌کاران (۳۴) پس بیرون کردیم آنکه بود در آن از مؤمنان (۳۵) پس نیافتیم در آن جز خانه از مسلمانان (۳۶) و واگذاشتیم در آن علامتی از برای آنان که می‌ترسند از عذاب پر درد (۳۷)
۳
بر تو آیا آمد ای کامل نهادحرف مهمانان ابراهیم راد
۴
که گرامی نزد حق سبحانهبوده اند آن ضَیفها یا نزد او
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth