خلوتی با صفی علیشاه
۲- آیات ۱۸ تا ۳۰
۷۴- سوره المدثّر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ (۱۸) فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۱۹) ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۲۰) ثُمَّ نَظَرَ (۲۱) ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ (۲۲) ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اِسْتَکْبَرَ (۲۳) فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ (۲۴) إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ اَلْبَشَرِ (۲۵) سَأُصْلِیهِ سَقَرَ (۲۶) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا سَقَرُ (۲۷) لاٰ تُبْقِی وَ لاٰ تَذَرُ (۲۸) لَوّٰاحَةٌ لِلْبَشَرِ (۲۹) عَلَیْهٰا تِسْعَةَ عَشَرَ (۳۰)
۲
بدرستی که او فکر کرد و فرار داد (۱۸) پس کشته باد چگونه قرار داد (۱۹) پس کشته باد چگونه فراری داد (۲۰) پس نظر کرد (۲۱) پس روی درهم کشیده و ترشروی شد (۲۲) پس پشت کرد و سرکشی نمود (۲۳) پس گفت نیست این بر سحری که آموخته میشود (۲۴) نیست این مگر سخن انسان (۲۵) زود داخل سازمش در دوزخ (۲۶) و چه دانا کرد ترا چیست دوزخ (۲۷) نه باقی میدارد و نه وامیگذارد (۲۸) سیاهکننده است مر پوست را (۲۹) بر آنست نوزده تا (۳۰)
۳
فکر کرد او طعن قرآن را که خواستکرد هم اندازه بهر خویش راست
۴
کشته گردد پس چسان تقدیر کردپس بر او لعنت که آن تقدیر کرد
صفحهٔ ۱ از ۷