شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرانشان

بخش ۷ - در آمدنِ لؤلؤ پیش کتایون و شکایت کردن از پارس

آغاز داستان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو لؤلؤ در آمد بَرِ دخت شاهبدو گفت کاین از تو بینم گناه
۲
مرا این فرستادهٔ زشت‌کیشنخستین قدح دُردی آورد پیش
۳
چو ایدر مرا پیش تو نیست راهبه ایران که راهم دهد پیش گاه؟
۴
ز هر سان که اندیشم این نیست رویکه بر سنگ خارا زنم این سبوی
صفحهٔ ۱ از ۲۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth