شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرانشان

بخش ۲۶ - رزم شاه بهمن با لؤلؤ و گرفتار شدن لؤلؤ و کشتن کتایون

آغاز داستان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو گفتی بپیوست ابر سیاهببارید تیر و تبر بر سپاه
۲
یکی تیر باران بُد از هر دو رویکه بر دشت خون شد همه جوی جوی
۳
زمین بیشه‌ای شد ز زوبین و تیرز گردون گریزنده بهرام و تیر
۴
زمانی بدین‌سان برآویختندبه دشت اندران خون گل آمیختند
صفحهٔ ۱ از ۳۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth