شعر را زندگی کن
خلوتی با غنی کشمیری

شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر زمین پیوسته می بینیم زلف یار راکی رود از سر هوای خاک بیرون مار را
۲
تا تو رفتی رفت از کف نقد عیش دلنوازباد در دست است دایم بی تو موسیقار را
۳
سخت دل کی میرساند پیرو خود را بکامآب پیکان تر نمیسازد لب سوفار را
۴
کوهکن گر جنگ با خارا کند بیوجه نیستدر دل اغیار نتوان دید نقش یار را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth