خلوتی با ترکی کشی
شمارهٔ ۴
اشعار پراکنده
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلفین برشکسته و قد صنوبریزیر دو زلف جعدش دو خط عنبری
۲
دو لب عقیق و زیر عقیقش دو رسته درنرگس دو چشم و زیر دو نرگس گل طری
۳
چشم و دو زلف و دو رخ، جمله مشعبدندوز یکدگر گرفته همه سحر و دلبری
۴
خلد برین شدست نگه کن به کوه و دشتصد گونه گل شکفته به هر سو که بنگری
صفحهٔ ۱ از ۲