شعر را زندگی کن
خلوتی با اشراق بیرجندی

شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر در صومعه هر بوالهوسی می آیدکی چو من رند قدح نوش کسی می آید
۲
جان به لب آمده ای کاش که جانان برسدبر سر من که هنوزم نفسی می آید
۳
مرغ دل در قفس سینه من چند طپدبشنو نالهٔ او کز قفسی می آید
۴
خاکروب در میخانه از آنم که در آنهردم از مغبچگان تازه رسی می آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth