خلوتی با فنودی
شمارهٔ ۱۴ - دوای دل مسکین
گزیدهٔ اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آری آن رشک قمر دلبر دیرین من استمن چو فرهادم و او خسرو شیرین من است
۲
صنما سرو قدا ماه رخا لعل لباچشم شهلای تو غارتگر آیین من است
۳
طرفه حالی است که من سوخته ی عشق و هنوزناصح بی خبر اندر پی تسکین من است
۴
بعد از اینم گله از محنت تنهایی نیستدر شب هجر اجل بر سر بالین من است
صفحهٔ ۱ از ۲