شعر را زندگی کن
خلوتی با فنودی

شمارهٔ ۲۰ - شب هجران

گزیدهٔ اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر آن زمان به داد دل من رسیده باشدکه گیاه ناامیدی زگلم دمیده باشد
۲
ز صباح حشر ترسد مگر آن گناهکاریکه شب دراز هجران صنمی ندیده باشد
۳
مکن ای صبا مشوش سر زلف آن پری رابگذار خاطر ما دمی آرمیده باشد
۴
دل من ز دیده بیرون به هوای زلف او شدنتوان گرفت مرغی که قفس پریده باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth